
... كه من خواسته باشم!
اول ) جايي از آخرين يادداشت گوگوش در وبلاگ شخصي اش برايم جالب و جدا بود.آن جا كه در بخشی، نقل قولی از پير و مراد مولانا،"شمس تبريزي" و از كتاب "خط سوم" نوشت:"چون گفتی باشد، و همه عالم، از ريش من، در آويزد كه مگر نگويم...، اگر چه بعد از هزار سال باشد، اين سخن، به آنكس برسد كه من خواسته باشم! "... ۱
که بازْمرور اين نكته دوست داشتني برايم بود كه
گوگوش یک کتابخوان جدی است.خاصه وقتی یاد این می افتم که کتاب نخوانی یا کم کتابخوانی نزد خیلی از هنرمندان ما چه در اینسو و چه آنسو به هر علتی نیمه اپیدمی است پس برعکس آن خیلی ساده یک ارزش تلقي می شود.
دوم ) آخرين مصاحبه تلويزيوني گوگوش و اشاره اش به مرحوم" نصرت فاتح عليخان"بزرگ ترين قوالي خوان جهان به عنوان هنرمند مورد علاقه اش در تمرين هاي آوازی نكته يي ديگر بود. ۲
سوم ) سخنراني اخیر گوگوش در همجواري سازمان ملل متحد و همبغضي هايش با مادران حبس گريه ۳ و این گفته اش که : "در اين راه از تنها توانايي كه دارم يعني هنر خواندن ام استفاده كرده و مي كنم..." و ديدار اين هنرمند در همين جا با يكي از متفكران ِ بنام و بزرگ جهان:" نوام چامسكي" دیگر نکته های این اواخر است. ۴
اين آخرينه ها در همين چند ماهه اخير ، بي هيچ پيشگفتار و پساگفتار، نشان از تفاوت هايي دارد كه اتفاقا مصداق قياسيك دارد، مثل و مثال تعبير دكتر احمد كريمي حكاك،پژوهشگر و استاد مطرح ادبیات فارسي،استاد کرسی زبان وادبیات فارسی و فرهنگ های ایرانی در دانشگاه مريلند امريكا، در باره گوگوش است كه قبلا در يك سخنراني بيان داشته و از او به عنوان " پديده اي قابل قياس" ياد كرده بود.
....................................................................
۱-كتابی به نوشتار دكتر ناصرالدين صاحب الزمانی و در ۸۷۹صفحه در باره حريف صحبت مولانا، جناب شمس تبريزي و احوالات ، سخنان و گزين گويه هاي شگفت و شگرف شمس و نيز رموز مولويه به زباني موجز و حكايت آنان چونان مولانا و شمس و نيز حافظ و سعدی و منصور حلاج كه هر يك " خط سوم " بودند و ... "آن خطاط،سه گونه خط نوشتي: يكي او خواندي،لاغير! يكي را هم او خواندي،هم غير! يكي را نه او خواندي، نه غير او! آن خط سوم منم!".اين متن بالا در صفحه ۳۲۷ كتاب آمده است. ۲-بزرگ ترين راوي و قوالي خوان -صوفي خوان- بخشي از موسيقي پاكستاني ؛ با ريشه هاي كهن ايران قديم و زبان دری - فارسی ؛ كه با او و به نام او شهرت جهاني يافت . سبكي كه توامان حلاوت معنويت و تكنيك و لحن داني هايش ضمن فراخواني نمادْ آثارش، خاص ،خلوتي و معنوي است و نيز در ستایش خوانی حق، پیامبر مهر و گل و مولای عشق.تكنيك هاي صوتي، تنوع لحون آوازي و حس فوق العاده در بيان واژه ها از تكنبك هاي آواز اوست و چندين اثر به زبان فارسي اجرا كرده است .۳- اتودی درباره تصویر- صدای زن ایرانی در ترانه های گوگوش را نوشته ام که شاید روزی ، نوشتی کامل شد! ۴- همین که کسی بتواند با آدمی مثل چامسکی حرف بزند ارزشمند است.شناختنش پیشکش ! هم آفتابی است و هم تجربه رسانه ای ام می گوید اگر یک آمار از بین خیلی ها که ما به مشهوری در ميان اهل فرهنگ و هنر می شناسیم گرفته شود بسیاری حتی نامش را هم نشنیده اند. چامسكي يكي از ده فيلسوف در جهان است كه بيش از همه به آثارش رجوع مي شود. انقلاب در زبان شناسي و نظرياتي در باره تعليم و تربيت به نام اوست.اما در كنار اين ويژگي ها،ارزش و نگاه عميق و فلسفي او به انسان و جامعه و آگاهي اجتماعي ملل و از جمله ما ايرانيان از سوي او قابل ستايش است).